قابل توجه اونايي که همسراشونو اذيت ميکنن دلشونو ميشکونن
بابا از خدا بترسين شايد از اولياي خدا باشن از کجا ميدونين
مرشد چلويي از اولياي خدا بعضي وقتها شبهارو تو کوچه سر ميکرد ميدونين چرا؟زنش تو خونه راش نمي داد .بابا مرشدي که به مردم خونه مي داد
غذا ميداد حالا تو کوچه؟ آره ديگه کار دنياست ديگه
پيرمرد صبح با اون کاسه مسي راهي چلوکبابيش ميشه کي ميدونه اون کيه. آستيناشو بالا ميزنه شروع به کباب زدن ميکنه از ميهموناش پذيرايي ميکنه
سر ظهر فقرا صف کشيدن اون طرف مغازه جلوي دري که به راهرو مغازه باز ميشه مرشدبهشون کباب ميده. تو دهنه بچه ها کباب ميزاره
پول دستي به فقرا ميده. اون بالا تو مغازه اطلاعيه نوشتن {وجه دستي داده ميشود حتي به شما
ميرزا احمد مرشد.معروف به مرشد چلويي يکي از اولياي خدا .....



بابا به قيافه نگاه نکنين. يارورو نگاه موبلند کرده .سبيلاشو چه بلنده. چه ميدونين اون کيه؟
پيرمرد با سبيلاي بلند حتما يه چرخي به سبيلاشم داده يه دلي داره .بگم دريا دروغ گفتم.بابا تو دنيا جا نداره يعني راش نمي دن .همش ميگه علي
آره:علي آن شيرخدا شاه عرب الفتي داشته با اين دل شب
مرشد اديب يکي ديگر از اولياي خدا که حقير هر چه کوشش کردم عکس و مطالب بيشتري از او نيافتم مگر در بعضي کتابها اون هم خيلي کم با عرض پوزش از شما



به فقيرا بي احترامي نکنين خداي نکرده .اگه پول نميدين محبت که ارزونه.بي مهري نکنين بهشون
پيرمرد در لباس فقر وگدايي به جهاني طعنه زد . دنيا رو به مسخره گرفت نگذاشت دنيا بازيش بده. دنيا رو بازي داد . بابا اي ول کارش خيلي درسته
آميرزا آنقدر بيچاره بودکه کسي حتي به چشم گدا نيز در او نظر نمي انداخت .شايدگداي محله هاي بالا شهر تهران حق فقرا رو از مايه دارا ميگرفت بهحشون
مي داد آخه [اگه يه کم اقتصاد خونده باشين وقتي نقدينگي بالا ميره يعني دولت به مردم وام ميده يا خودش هزينه ميکنه تورم بالا ميره اوني که وام گرفته
سودشو ميکنه ضررشو به صورت گروني مردم فقير مي پردازن]
اين معني همون روايتي که ميگه:حق فقرا تو شکم ثروتمنداست
آره شايد آميرزا ماموره از بالا شهر گدايي کنه به پايين شهر بده



بياييد خدا را براي خود نخواهيم خود را براي خدا بخواهيم
ليلي به مجنون گفت :گوش تو را مي گيرم و دور شهر مي چرخانمت مجنون گفت ::اگر تو ميکشي.پس برو تا برويم ليلي همانجا يک سيلي جانانه به گوش مجنون نواخت .
مجنون هم آنطرف صورتش را جلو آورد وگفت : جانم به فدايت يکي ديگر هم بزن که آن قبلي خيلي مزه داشت .مجنون چون خودش را وقف
ليلي کرده بود پس دردي هم احساس نمي کرد وبي آبرويي را نمي فهميد. تنها چيزي که ميديد ليلي بود و بس .پس اينجاست که صداقت در محبت
ظاهر ميشود
رفقا انسان. با محبت است که پيشرفت مي کند .محبت که باشد .سختيها.حرف هاومنم زدن ها .همه و همه کنار مي رودو جاي خود را به معشوق خواهد داد



نکته هاي ناب تامل برانگيز
لذت را از غذاي اغنيا بر داشته اند در نان خشک فقرا قرار داده اند
کسي را به مقام يقين راه مي دهند که ارزش فقر وقنا عزت وذلت تعريف وتکذيب برايش يکسان باشد
گريه براي امام حسين گناهاني که اثرش تا قيامت است را پاک مي کند
شک .خيال وموهومات را بوجود مي آوردوخيال ريشه در منيت داردوکسي که من من ميکند من پرست است نه خدا پرست
|
+| نوشته شده توسط
ناصر در سه شنبه شانزدهم مهر 1387
|